ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
50
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
اين حرفهها در جايگاههاى خاص و مشخصى مستقر شدهاند . مثلا بازار پوستفروشان يا كوزهگران هركدام در سراى جداگانهيى است . و از همه تماشايىتر بازار زرگرها و اسلحهفروشان است كه در اين بازار انواع سلاحها و طلاآلات به معرض تماشا گذاشته شده است . هنرمندان قفقازى با ابزار و وسايل كار كاملا ابتدايى ، روى نقره يا پولاد آنچنان خوب سياه قلم كار مىكنند كه نقش و نگارى كه اثر دست و قلم آنان باشد نمونهيى از غايت ذوق و هنر كم مانند است . به خصوص در بازارچهى ابريشمبافان و پارچهفروشان ، علاقهمندان به وسايل تجملى بايد ارادهى بسيار قوى داشته باشند تا بتوانند در برابر وسوسهيى كه با ديدن اين همه اشياى جاذب و خيرهكننده در درونشان ايجاد مىگردد ، از خود ايستادگى نشان دهند و مقاومت ورزند . پارچههاى زربفت نوخى « 1 » و شماخى « 2 » ، خاتمكارىهاى قاضى كوموك « 3 » خنجرهاى زركوب كاباچى ؟ « 4 » تفنگها و تپانچههاى نقرهكارى شدهى شورا « 5 » و شمشيرهاى آبدار داغستان و فرشهاى دستبافت زنان كرد ايروان ، . . . ديگر از اشياى كمياب و نفيسى كه از ايران ، تركيه ، تركستان و حتى از سرزمينهاى دوردست بخارا و هرات وارد كردهاند ، چيزى نمىنويسم . چه فرصت كمنظيرى براى مشتاقان ديرپسند كه تندتند از حجم روبلهاى جيب خود كم كنند ولى در عوض بر تعداد اشياى نفيس گنجينهى خانهى خود بيفزايند . هركدام از اين مغازهها مىتوانست موضوع تابلوى نقاشى ارزندهيى باشد ، حيف كه من نقاشى بلد نيستم و هيچ وقت نيز چون آن روز كه در بازار تفليس گردش مىكردم ، به دليل بىبهره بودن از اين موهبت و هنر خود را ملامت نكردهام . جمعيتى كه در آن بازار به گشتوگذار مىپردازند آميختهيى از انواع رنگها و شكلها و قيافههاى مختلف هستند . مأموران روسى با لباسهاى متحدالشكل ، تاتارها با پاپاقهاى پشمدار مخروط مانند ، ارمنىها با كاسكتهاى پهنى كه با آن نيمتنهى دراز آسيايى و با آن آستينهاى كذايىشان مطلقا جور در نمىآيد ، مهاجران ورتمبرگى هنوز هم با آن لباسهاى قديمى آلمانى ،
--> ( 1 ) . Noukha : نوخا ، يا نوخى از ولايت شكى و يكى از مراكز مهم ابريشمبافى است . م . ( 2 ) . Shemakha : شماخى و نوخى جزء آن شهرهايى هستند كه به موجب عهدنامهى گلستان از ايران جدا شدند . بنيادگذار شماخى به موجب نوشته حمدالله مستوفى [ نزهة القلوب ، تصحيح ليسترانج ص 92 ] انوشيروان عادل است . م . ( 3 ) . Kasi ( 4 ) . Kabatschi ( 5 ) . Schoura